|
K H A T E R E H
|
سلام دوستان گلم....بازم آپ جدید کردم...خوش باشید...![]()
![]()
به نام آنکه اشک را آفرید...
باور نمي كني كه اين روزها چقدر دلم گرفته باور نمي كني كه خنده هايم چه بغض هايي را در خود پنهان دارد آري ... من ... با دقايقم ... با زندگيم لجبازي مي كنم ! نازنينم ! غروب بار سنگين دلتنگي مرا هر شب به دوش مي كشد سنگيني پلكهايم و نگاهي كه ديدن را از ياد برده كوركورانه زيستن را خوب آموختم ! توان نوشتن ندارم واژه هايم گرد و غبار گرفته من ! باور كن كه باورت كردم ... باور كن كه بي تو بي باور شده ام ! من ! زندگيم را تمام كردم حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد ! حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم ! ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ... گله اي نيست ! ببين ! نقاشي عشق مي كشم و گم شدن در نگاه تو كه آرامش مي دهد نبض سكوت حرفي براي گفتن دارد ! ببين ! دستانم را ببين چشمان ترم را ببين ببين سكوتم چه حرفهايي را تحمل مي كند ! به خاطر تو ... نامت را هر روز زمزمه مي كنم مبادا يادم رود كه روزي ... زماني ... عاشقت بودم ! آري ... عاشق خيال نكن ديوانه شدم ... اگر اين ديوانگي ست من عاشق اين ديوانگيم ! نازنينم ! ما محكوميم... محكوم به زندگي ! و شايد محكوم به مرگ... سکوت کردم... به اندازه همه حرفهايم رفته ای اینک اما باز برمی گردی؟ چه تمنای محالی دارم خنده ام می گیرد...





شاید بشه گفت جدایی, حسرت دل آدمهاست
درد عشق, غم غربته, این چیزیه که دل آدمهارو می سوزونه
بر خلاف همه که می گن عشق:
دوست داشتن,رسیدن,وصل شدن و... است
من می گم عشق:
نفرت,دورشدن,بریدنه
حتماً می گی چرا؟
نفرت چون بعداینکه عشق رو می فهمی از خودت متنفر می شی
که چرا دیر فهمیدی
نرسیدن به خاطر اینکه عشق یه راهیه که هرچی می ری نمی رسی
یعنی پایانی نداره و بی نهایته
بریدن واسه اینکه اگه کسی بخواد عشق رو بفهمه باید از خودش ببره
ولی بدون عشق نفس کشیدن هم دشواره





باشد اشکهایم تا دور دست ها جاری شوند.تا عشقم هرگز نداند روزی برای او گریسته ام.باشد که اشکهایم تا دور دست ها بروند.سپس همه چیز را فراموش کنم رویاهایم را از یاد می برم.رویاهایی که مال من بودند رویاهایی که نمی شناختم.

در زندگی حقیقت عشق باید باشد.حتی اگر پاسخ آنی نداشته باشد .
کسی که خردمند است به این خاطر است که عشق می ورزد و کسی که احمق است تنها به این خاطر احمق است که فکر می کند می تواند عشق را بفهمد.

حقیقت همان جا هست که ایمان هست.

می دانم که عشق و سد مثل هم اند اگر گذاری ترک کوچکی ایجاد که فقط باریکه ای از آن بگذرد اندک اندک تمام دیوارها فرو میریزد و لحظه ای می رسد که در آن هیچ کس نمی تواند جلو جریان آب را بگیرد.

اگر دیوارها فرو بریزند عشق همه چیز را در اختیار می گیرد.دیگر برایش مهم نیست که ممکن چیست و نا ممکن چیست.برایش مهم نیست که می توانیم یا نمی توانیم معشوقمان را در کنار خود داشته باشیم یا نداشته باشیم.

عشق یعنی اختیار از کف دادن.


انتظار درد آور است.فراموشی درد اور است اما بی تصمیمی از هر رنجی بد تر است.

عشق مرا درک کن زیرا او تنها چیزی است که به راستی مال من است.تنها چیزی که می توانم با خودم به زندگی دیگری ببرم.کاری کن که شهامت و پاکی اش را حفظ کند.بتواند با وجود تمام مغاک ها و دام ها زنده بماند.
عشق یعنی با دیگری یگانه شدن.




بزرگترين دروغ دنيا چيست؟ اين است كه ما در لحظه اي خاص تسلط بر آنچه برايمان پيش مي آيد را از دست مي دهيم و سرنوشت بر زندگيمان مسلط مي شود. اين بزرگترين دروغ دنياست.
اشخاص هميشه گناه را به گردن شرايط مي اندازند. من به شرايط معتقد نيستم. مردان موفق شرايط را جستجو مي كنند و اگر نيابند آن را ايجاد مي كنند.

دنيا را بد ساخته اند ... کسي را که دوست داري ، تو را دوست نمي دارد ... کسي که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمي داري ... اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند ... و اين رنج است ...

شاید شبی بازگردم
تنها برای
سکوت گنگ قناری ها
شاید لحظه ای دوباره بازگردم
تنها برای آن لحظه که جان دادی
من تمام سوی دلها را می گشایم در این زندان تنگ
من سکوت را با سنگی خورد خواهم کرد
تنها برای آن لحظه که سخن نگفتی
من شرابی خواهم آورد با رنگ صدا
که سکوت را در خود حل کند...






























