تبليغاتX
°¤¤--»Be yadat khaham mand«--¤¤° *.
K H A T E R E H
بمیرم واسه سیا!

آخی! بچه ها اومده گریه زاری می کنه می گه من می خوام برم کلاس ولی پول ندارم!

این شمار حسابشه!52005   بانکه ملی!

منم براش پول می ریزم!اینم وبلاگشه!

 http://www.asprin.coo.ir/

بای

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 10:47 AM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

 

ولنتاین

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کندلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق

 

·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·

عشق را در سکوت زمزمه کردیم.نگاه هایمان در هم آمیخت و قلب هایمان

گره خورد ، گره ای جدا نشدنی. سکوت ادامه پیدا کرد و عشق ریشه گرفت

نگفتی و نگفتم!

گذشت و گذشت . زمان زیادی که در سکوتی توام با عشق گذشت.

نگفتی و نگفتم!

قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم

چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود.

باز هم نگفتی و نگفتم!

و امروز که من در صفحه قلبم نوشتم

ـ از میان کسی که دوستش داری و کسی که دوستت دارد آن که دوستت

دارد انتخاب کن عشق راپذیرا باش گدایی نکن! ـ

به سراغم آمده ای ، گفتی اما هرگز نخواهم گفت. خود را به دیگری می

سپارم آن که دوستم دارد و از اول گفت

 

·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·

دوست دارم اعتراف کنم که
من از سه "ت" : تملق و ترس و تولن
همواره بدور
و به جای این سه "ت" سه "ص" : صداقت و صمیمیت و صراحت
را در زندگیم برگزیده ام
وامیدوارم بر همین بمانم
و بر همین بمیرم

 

·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·

 

روي دروازه قلبم نوشتم
ورود ممنوع
دل پريشان آمد. گفتم بخوانش. خواند و باز گشت
اميد مضطرب آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت
آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش. خواند و بازگشت
عشق خنده کنان آمد. گفتم خوانديش. گفت: من سواد ندارم

 

·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·

عشق چیست؟ * عشق بهترین و پاک ترین است.عشق تنها چیز پاک در این دنیاست. * ما در اسارت جامعه گرفتاریم و عشق به حاشیه رانده شده است. * عشق واقعی یا کذاب بی معنی ست.عشق,عشق است. * همه ی ما عشق را تجربه کرده ایم. * هیچ تعریفی از عشق کامل نیست,چون عشق همه چیز است,عشق بهترین و پاک ترین است. *در روابط انسانی,سکس, وسیله ی عشق برای ایجاد پیوند بین انسان هاست.سکس وسیله ای بیش نیست! هدف,پیوند است. * جامعه می گوید مستقل و تنها باش ولی در خدمت من.عشق می گوید در خدمت خود باش ولی آزاد و عاشق. * باور جدایی می آفریند.عشق,یگانگی. * تمام تلاش های جامعه در جهت حکومت بر ما و محو عشق به عنوان نیروی رقیب است

 

·´¯`·´¯`·­·´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`··´¯`·´¯`·

 

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نمیکنم...اگر زندگی بلد نباشم زندگی نمی کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو یاد میگیرم

 

 

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

 

اسمان را قسمت کردند:.....تکه اي براي برکه.....تکه اي براي رود....تکه اي براي دريا.....دلم را قسمت کردند:..........تکه اي براي تو....تکه اي براي تو......تکه اي براي تو

 

به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به توهديه بدهم، گفت: دستانش گرمي مرا دارند. به آسمان گفتم : پاکي ات را به من بده، گفت: چشمانش پاکي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت : زندگيش سبز تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم، گفت : قلبش به اندازه اقيانوس است و آرامشش نيز... از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت: وقتي نگاهش مي کنم خجل مي شوم. به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ نیستم...

 

رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه در برابر نگاههاي پست و پليد و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد انسانيت حدو مرزي نمي‌شناسد ... قبل از آنكه داري هويت زن يا مرد بودن باشيم انسانيم و تكليف آدميت از جنسيت بالاتر است همديگر را با اين نام بشناسيم، كه مقام بالاتري داريم .....

زندگي يك لبخند يك احساس در نگاهي روشن از فراسوي افق، تا كه آينه‌هاست زندگي با صداقت با شوق با تپشهاي دو نبض عاشق همدل و همراه است زندگي بركه‌اي از شاديهاست كه چنان معني زيباي شفق بي‌همتاست و در اين بركه نور، ماهي قرمز عشق با سرشت باران، هم بازي، هم پيمانست.

 

چند تا دوسم داري ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه یکی دوست دارم...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 1:4 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  |