تبليغاتX
°¤¤--»Be yadat khaham mand«--¤¤° *.
K H A T E R E H
از بغض ها و آیینه ها

دنیا پر از پرندگان بی آسمان
و آدم های بی ستاره است
و فردا همیشه آینه اش را
جلوی صورتت نمی گیرد

خورشید اما
 بادکنک سرگردانی نیست
که در طوفان گم شود.

گل های سرخ قالی را
در آب و آفتاب و بهار هم
که غرق کنی
بازتر نمی شوند

تنهایی ات را در فنجان قهوه
ته نشین نکن

لا به لای این همه بیداد زندگی
چرا داد نمی کشی
تا بدهکار دنیا نباشی ؟!

تو فکر می کنی از عشق کمرنگ تری ؟
روزی که عکست را
مثل ستاره ی شمال
بر آسمان همه ی آلبوم های قدیمی ام
چسباندی
آنقدر در هزارتوی بغض هایت
آبی شدم
که قاصدک های سفید صدایت را
از پشت مِه هم می شناسم

" تو خوبی
و این همه ی اعتراف هاست " *

زندگی برای این همه تنهایی
کوچک است
دستت را به من بده
هیچ چیز نمی تواند
جلوی دریا شدن ما را بگیرد .

تقدیم به او که هنوز تنها بهانه نفس کشیدنم است ...

شب رفتنت عزیزم هرگز از یادم نمیره ...

واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش می گیره ...

دل من یه دریا خون بود چشم تو یه دنیا تردید ...

آخرین لحظه نگاهت غصه داشت باز ولی خندید ...

شب رفتنت یه ماهی توی خشکی رفت جون داد ...

زلزله خیلی دلا رو اون شب از غصه تکون داد ...

غما اون شب شیشه های خونه رو زدن شکستن ...

پا به پام عکسای نازت اومدن تا صبح نشستن ...

تو چرا از اینجا رفتی ؟؟؟ تو که مثل قصه هایی ...

گلم از چه چیزی باشه ؟؟؟ نه بدی نه بی وفایی ...

شب رفتنت نوشتی شدی قربونی تقدیر ...

نقره اشکای من شد دور گردنت یه زنجیر ...

شب تلخ رفتن تو گلدونامون اشکی بودن ...

قحطی سفیدیا بود همه انگار مشکی بودن ...

شب رفتنت که رفتی گفتی دیگه چاره ای نیست ...

دیدم اون بالاها انگار عکس هیچ ستاره ای نیست ...

شب رفتن تو یاسا دلمو دلداری دادن ...

اونا عاشقن و لیکن تنها نیستن که زیادن ...

بارون اون شب دستشو از سر چشمام بر نمی داشت ...

من تا می خواستم ببارم هر کسی می دید نمی ذاشت ...

شب رفتن تو رفتم سراغ تنها نوارت ...

اون که واسم همه چی بود ...

آره ... تنها یادگارت ...

سرنوشت ما یه میدون زندگی اما یه بازی ...

پیش اسم ما نوشتن حقته باید ببازی ...

شب رفتن تو خوندن واسه من همه لالایی ...

یکی می گفته که غریبی یکی می گفت بی وفایی ...

شب رفتن تو ابرا واسه گریه کم آوردن ...

آشناها برای زخم واشدم مرهم آوردن ...

شب رفتن تو تسبیح از دست گلدونا افتاد ...

قلب آرزوهام انگار واسه همیشه وایستاد ...

شب رفتن تو غربت جای اون جا این جا پیچید ...

دل تو بدون منظور رفت خوشبختیمو دزدید ...

شب رفتن تو دیدم یکی از قناری ها مرد ...

فرداش اما دست قسمت اون یکی رم با خودش برد ...

شب رفتن تو چشمات راس راسی چه برقی داشتن ...

این همه آدم چرا من ؟؟؟ پس با من چه فرقی داشتن ؟؟؟

شب رفتنت پاشیدم همه اشکامو تو کوچه ...

قولتو آروم گذاشتم پیش قرآن لب طاقچه ...

شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن ...

پیش شاعرا که دائم از مسافر می نویسن ...

شب رفتن تو دیدم تا که غم نیاد سراغت ...

هیچ زمون روشن نمیشه واسه کسی چراغت ...

شب رفتن تو دیدم خیلی غمای شاعر ...

روی شیشمون نوشتم می شینم به پات مسافر ...

برو تا همه بدونن سفرم این قدا بد نیست ...

واسه گفتن از تو اما هیچ کی شاعری بلد نیست ...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 



+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 1:18 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

jpg

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12:28 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

سه پرنده
 
پرنده اولی ، پرواز را دوست نداشت
پرنده دومی، آشیانه را دوست داشت
پرنده سومی، پریدن را دوست داشت
 
پرنده اولی پرواز کرد :
می گویند به سرزمین خوشبختی رفته
پرنده دومی با همه وجودش عشق ورزید:
می گویند هیچ وقت به سرزمین خوشبختی نرفت
پرنده سومی رفـــــت:
می گویند برای همیشه پرواز کرد
ولی به کجا ......
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12:18 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

بعضي از آدما خيلي خوش به حالشونه
آدمهايي كه راحت مي بخشن
آدمهايي كه وفادارن به عهدي كه با خودشون و
ديگران ميبندن
آدمهايي كه آرامش ناشي از ترك هوس هاشون رو با
هيچ چيزي در دنيا عوض نمي
كنن
آدمهايي كه ايمانشون رو با هر مخالفتي از دست
نميدن
آدمهايي كه با خداشون رو راست هستن
آدمهايي كه تو قلبشون براي ديگرون جا دارن
آدمهايي كه زندگي رو ساده مي گيرن
وخلاصه آدمهايي كه با خوشبختي ديگرون احساس
خوشبختي ميكنن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 10:44 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

egg
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 11:36 AM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  | 

می دونم:

زندگی پر از سواله می دونم

رسیدن به تو خیاله می دونم

تو می گی یه روزی مال من میشی

امّا موندنت محاله می دونم

تو می گی شبا دعامون می کنی

چشمه ی چشات زلاله می دونم

توی آسمون سرنوشت ما

ماه کاملم هلاله می دونم

تو می گی پرنده شیم بریم هوا

غصه ی ما دو تا باله می دونم

طاقتم دیگه داره تموم می شه

صبر تو رو به زواله می دونم

اون درخت سیب آرزوهامون

پر میوه های کاله می دونم

آره می ری و نمی پرسی که این

دل عاشق در چه حاله می دونم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 1:21 PM  توسط °¤¤--»Bita«--¤¤° *.  |